همه اسبها از دشتها رمیدن
دوباره باد سردِ توو رویا...
همه اسبها از دشتها رمیدن
دوباره باد سردِ توو رویا...
هر روز میآيد و سر جایش در جهان مینشيند
«کار سخت» میگويد «زندگیکردن شعره»
«نوشتن هميشه بعدا ً میآد»
کلمات، از دهاناش آسان جاریمیشوند
انگار یک ليوان آب سفارش میدهد
آنگاه
برای آنکه در خانه با خود بيشتر بماند، میرود و روی صندلی پيرش مینشيند .
میآيد
چهره به چهرهی درختان، درياها و آسمانها
در دستهایش ميخکی میگرداند و به بينیاش نزديک میکند
گوش میکند به صداها. به آنکه میگويد : شبخوش
که از خيابان میگذرد. به کوچ پُرسر وصدای صبحگاهی
خاموشی علف . کاهش روز
صداها. صداها. صداها
هر روز گوش میسپارد به اين آواها
آنگاه جای خود را در جهان باز پسمیگيرد
ایلهان برک
Sham lou .org![]()
گوش کن!
میشنوی؟
نه؟!
دیگه مشکل خودته!
همه فراموش شدگانيم
آرامش را در تاريكي و رهايي را درقبر به آغوش مي كشيم
لذت مردنلذت به آغوش كشيدن فرشته ي مرگ است
به لحظه هايي مي نگرم كه زود گذشتند
شايد سرشار از غم بود اما....
انگار کسی در گوشم نجوا می کرد
يادم آمد كه هنگام تولد مردم!
امروز را نيز به تو انديشيدم
غافل از فردايي كه نيست خواهد شد ياد و خاطره ام در صحراي دلت چرا كه حتي يك قطره هم در چشمان من باقي نمانده
من شمال میخوام![]()
از شب نمی ترسم
اما روز ...
مردمانی عجیب...
آه
نمیدانی که در دل چه می گذرد
دنیایی که دروغ را باور دارند و دروغگو را می پرستند
نه حرفی برای گفتن مانده
نه گوشی برای شنیدن
نه ذهنی...
نه دلی که بشکند از ضربه ها
انگار این دل بی گناه بت است
و
مردم هم همه بت شکن!
تا کی میتوان بخشید؟
تا کجا ها کوتاه باید آمد
چقدر از اشتباهات و حرفهای نیشدار ملت را باید بلعید و فراموش کرد؟
زندگی آغازی دارد بی پایان
زندگی سهم ماست از این دنیا که به بی نهایت میل می کند وهیچگاه قدر آن را نمی دانیم
سرشار از چیست؟
هرکس جوابی دارد
هدفها یکی هستند......اما راه رسیدن به آن را با ذهن محدودمان درست یا اشتباه،خوب یا بد انتخاب میکنیم
گناه
خیانت
دروغ
همه و همه ما را احاطه کرده اند
و
.ادعای دینداری می کنیم
در لجن دست و پا می زنیم
!اما باز کار خودمان را ادامه می دهیم ولی متوجه نیستیم
توی شناسنامه دینت رو نوشتن،توی مغز پوکت چی نوشتن؟
شهوت
دروغ...
از هر کسی که این مطلب رو می خونه عذر می خوام
قصد توهین به هیچکس رو ندارم !